نیازمندی ها
دعوت به همکاری 
پایگاه خبری زندگی سالم از خبرنگاران تخصصی کشوری دعوت به همکاری می نماید. علاقه مندان می توانند با ایمیل info@zendegisalem.ir مکاتبه فرمایند.

 

تاریخ انتشار: 20 اسفند 1393  -   9:43:24 بعدازظهر(PM)
پرینت بگیرید

زندگی سالم- حسین امرایی: خبر اعتراض مدنی و آرام معلمان، بدور از هرگونه هیاهو، جنجال، حواشی و سیاسی کاری در روزهای اخیر، همچون نسیمی دلنواز بود که نوید بخش ترنم دل انگیز بهار امید، تمرین و مشق مدنیت و بیان مطالبات و خواسته های صنفی معلمان با زبان منطق و رفتار عقلانی بود که دانش و آگاهی توأم بااخلاق و فضیلت معلمی را، در فضای جامعه به نمایش گذاشت، ودرسی بود اخلاقی و اجتماعی برای بیان خواسته ها به شیوه ی مدنی و آرام.

در این نوشتار، بنای تعریف و تمجید از مقام و منزلت معلم از دیدگاه مکاتب بشری و بخصوص مکتب رهایی بخش اسلام را ندارم، و فقط به کلامی از خداوند شمشیر و قلم علی(ع) که می فرماید:"من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا" هرکس حرفی به من بیاموزد، یک عمر مرا بنده ی خویش ساخته است؛ بسنده می نمایم.

معلمان در روز دهم اسفند، با تجمع آرام و مدنی در روبروی ادارات آموزش و پرورش نقاط مختلف کشور، می خواستند بگویند: مگر این همه مسولان و مدیران توانمند و دانشمندان بنام، دست پرورده ی چه کسانی هستند؟ جز این است که جملگی، دانش خود را مدیون زحمات معلمان با علم و معرفت و صاحبدل و صبور می دانند؟

می خواستند بگویند: وزیرمحترم! مجریان و قانون گذاران محترم، که بسیاری از شما یا معلم بوده اید یا دست پرورده ی معلمان زحمت کش و بی ادعا هستید؛ چرا باید بگذارید این شایبه درذهن افکارعمومی و منجمله دانش آموزان شکل گرفته و به حقیقت بپیوندد که بی دست و پاترین آدم ها، معلم می شوند و سبب آزردگی و ملال خاطر معلمان و بی انگیزگی دانش آموزان به درس و بحث را فراهم آورید؟ چرا باید معلمان و خانواده های  آنان از کم ترین مزایای زندگی و رفاه برخوردار باشند؟ می خواستند با صدای رسا بگویند که ما نه فقط از فقر که از تبعیض، به شدت آزرده خاطر و ناراحت هستیم، و ما که درس عدالت داده و آموخته ایم، نباید قربانی بی عدالتی و تبعیض شویم.

این که چگونه معلمی سی سال تمام با اعصابی متشنج و خسته، از اول صبح تا آخر روز، از این کلاس به آن کلاس می رود؛ چطور شب باید به خانه ی استیجاری برگردد؟

وقتی معلمی نتواند زیر بار فشار مالی و اقتصادی، کمر راست کند و به دنبال شغل های کذایی بدور از شأن و منزلت معلمی جهت تأمین معاش خانواده اش برود، با چه دل و دماغی و با کدام آرامش خاطر به وظیفه و رسالت معلمی اش یعنی انسان سازی و تربیت افراد متخصص و متعهد می تواند همت بگمارد؟

معلمان می خواهند بگویند که روز و هفته ای به نام معلم نامگذاری کردن و در شأن و منزلت او مثنوی ها مقاله سرودن، بدون توجه به دغدغه هایش دردی را دوا نمی کند. می خواهند بگویند به جای مدح و ستایش و تعریف و تمجید، به رفع تبعیض و نابسامانی های زندگی اش بپردازید؛ زیرا اصلاً مدح کردن و ثنا  شنیدن در مکتب اسلام، جایز نبوده، و مدح و ستایش فقط مختص ذات آفریدگار بی همتاست. "الحمدلله رب العالمین".

حافظ چه زیبا در وصف کسی که او را مدح می کند، رنج می برد و مودبانه می گوید:

"به خنده گفت، که حافظ غلام طبع توأم     ببین که تا چه حدم همی کند تحمیق"  یعنی نادان را ستایش خوش آید.

پس به جای تعریف و ستایش و اهدای لوح تقدیر، دغدغه ها و خواسته هایشان را برآورده سازید که عبارتند از:

- پرداخت بموقع مطالبات و حقوق و مزایای بازنشستگان.

- رفع تبعیض و مشکلات اقتصادی و افزایش حقوق و مزایا.

- اجرای قانون نظام هماهنگ حقوق.

- دادن تسهیلات و امکانات رفاهی مانند حق مسکن و حق لباس و...

- دفاع از حقوق صنفی و داشتن هویت صنفی مستقل.

-حفظ کرامت معلمان در عمل و بهبود سطح کیفی آموزش و سطح زندگی.

پرینت بگیرید


نام:  
نام خانوادگی :  
پست الکترونیکی:  
آدرس وب  
نظر شما :