نیازمندی ها
دعوت به همکاری 
پایگاه خبری زندگی سالم از خبرنگاران تخصصی کشوری دعوت به همکاری می نماید. علاقه مندان می توانند با ایمیل info@zendegisalem.ir مکاتبه فرمایند.

 

تاریخ انتشار: 15 اسفند 1392  -   5:11:54 قبل از ظهر(AM)
پرینت بگیرید
اعظم شکوهی- زندگی سالم: آمارها حاكي از آن است كه در دهه اخير درصد طلاق به شدت بالا رفته، به طوري كه در شهرهاي بزرگ از هر سه ازدواج، يكي به طلاق منجر مي‌شود. همچنین برخی آمار غیر رسمی، خبر از افزایش میزان طلاق رسمی و عاطفی به میزان بیش از 80 درصد است. اين وضعيت، بسيار نگران‌كننده است و براي حل آن بايد اول دلايل آن را دانست.

مصطفی اقلیمادر همین رابطه خبرنگار وب سایت خبری زندگی سالم با مصطفی اقلیما، رییس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران و دکترای مددکاری اجتماعی به گفتگو نشسته است.

علل افزایش آمار طلاق در جامعه ایران طی سال های اخیر چیست و بعد از طلاق چه آسیب هایی زنان و مردان ایرانی را تهدید می کند؟
وقتی صحبت از طلاق می شود باید توجه کرد که این معضل، معلول یک سری عوامل است؛ یعنی عوامل زیادی وجود دارد که افراد به سوی طلاق روی می آورند.

اگر ازدواجی واقعی باشد طلاق به ندرت دیده می شود و کم است. اما اگر ازدواج بر اساس دلایل و منافع خاص باشد طلاق، زیاد می شود و اگر بخواهیم آمار درستی ارائه دهیم در حدود 80 درصد مردم، ازدواج اجباری دارند؛ به عنوان مثال در برخی مواقع، تنها راه بیرون آمدن از خانه پدری، ازدواج است که مفهومی از ازدواج نداشته و تنها برای فرار است.

دومین دلیل ازدواج افراد که بعضا منجر به طلاق می شود با توجه به مسائل مالی است و چه زنان و چه مردان به دنبال افراد ثروتمند ولو مسن می گردند که عواقبی در پی دارد و منجر به طلاق می شود. برخی نیز به دلیل مسایل جنسی، ازدواج می کنند که عواقب خاص خود را دارد. وقتی از آنها اشباع و سیر می شوند به طلاق روی می آورند و طلاق در این گروه، بیشتر است.

اما برخی با توجه به سن بالا مجبور به ازدواج هستند و یا برخی دیگر برای استخدام رسمی به دلیل شرط متاهل بودن تن به ازدواج می دهند که هیچ یک از این ها دلیل اصلی برای ازدواج نیست زیرا مفهوم اصلی ازدواج، زمانی است که شخص، بی نیاز باشد و نیاز به یک همدم داشته باشد که چنین ازدواجی پایدار خواهد بود.

خانواده ها در افزایش یا کاهش آمار طلاق چه نقشی دارند؟
اگر ازدواج به دلایل دیگری که به برخی از آنها اشاره شد باشد دوام نخواهد داشت و زیرساخت طلاق خواهد شد. یکی دیگر از مسایلی که زیر ساخت طلاق در جامعه است خانواده ها هستند که مخالفت آنها و درگیری های مرتبط با آن، خود به خود به بعد از ازدواج رسیده و منجر به طلاق می شود که باعث افزایش طلاق می شود که اینها بخشی از مسایلی است که در جامعه وجود دارد.

آیا دولت ها می توانند بر میزان طلاق در جامعه، تاثیرگذار باشند؟
دولت ها وامی با عنوان وام ازدواج قرار داده اند که در هیچ یک از کشورهای جهان چه فقیرترین آن که بنگلادش است و چه غنی ترین کشور که آمریکا است، چیزی به اسم وام ازدواج وجود ندارد زیرا همیشه ازدواج، مشمول فردی می شود که حداقل زندگی را دارد و می تواند علاوه بر خرج خود، خرج نفر دیگر را نیز بدهد و سرپناهی نیز برای خود دارد.

این امری است که حتی دین ما نیز به آن اذعان دارد؛ در این صورت است که ازدواج باید صورت بگیرد. بنابراین در هر جای دنیا دولت ها موظف به تولید کار هستند زیرا وقتی کار، تولید شود تا افراد شغلی داشته باشند و در آن به درآمد مناسب برسند خود به خود شخصیت اجتماعی می یابند و ازدواج نیز می کنند؛ پس با وام نمی توان ازدواج کرد زیرا وقتی که کسی کار ندارد و سرپناه ندارد این وام مشکلی از وی حل نمی کند، علاوه بر آن، بدهکاری نیز به گردن افراد می اندازد.

در جامعه ایران، آماری مبنی بر میزان طلاق ارائه شده است یا خیر؟
طی 15 سال گذشته از زمانی که سازمان ملی جوانان شروع به دادن وام ازدواج کرد طبق آمار اعلام شده 40 درصد طلاق ها مربوط به افراد زیر 24 سال بوده و 70 درصد مجموع طلاق ها مربوط به افراد زیر 28 سال بوده است؛ بنابراین همه کسانی که در این سنین با حداقل ها و گرفتن وام، ازدواج کرده اند زندگی شان به طلاق کشیده شده است.

علاوه بر موارد فوق، باید توجه کرد که روز به روز بر میزان تورم، افزوده شده است که پشت بند آن فقر و بیکاری است و درآمد مردم نمی تواند حداقل زندگی آنها را تامین کند؛ این در حالی است که برخی از ازدواج نکردن جوانان دارای کار و افزایش طلاق شکایت می کنند اما به میزان درآمد آنها که بین 300 هزار تومان تا 600 هزار تومان می باشد، بی توجه هستند. این درآمدی است که نمی توان با آن یک خانواده تشکیل داد.

در حال حاضر حداقل هزینه مسکن ماهیانه در حدود 800 هزار تومان می باشد که به این معنی است شخصی که درآمدی در حدود 600 هزار تومان دارد باید 150 برابر حقوق خود کرایه خانه بدهد، پس دیگر چگونه فردی می تواند خانواده تشکیل دهد؟

افزایش آمار طلاق توافقی در بین خانواده های ایرانیچه عوامل دیگری در بروز طلاق و افزایش آن در جامعه ایران دخیل است؟
برخی افراد هستند که به دلیل دستیابی به وام و مسایل مالی دیگر تن به ازدواج می دهند و یا پدر هر دو طرف، قول کمک و حمایت به آنها داده اند و زمانی که ازدواج، اتفاق افتاده یا خانواده قادر به حمایت کافی از فرزندان خود نشدند و یا در گرفتن وام به بن بست رسیده و وامی دریافت نکرده اند و در نهایت زندگی شان به طلاق انجامیده است.

با این اوصاف خود به خود سن ازدواج، بالا می رود و افراد در سنین بالای 32 سال ازدواج می کنند که البته مقدار طلاق در این سنین، بسیارکمتر است اما متاسفانه مشکل دیگری که وجود دارد، در سنین 32 تا 35 سال به بالا میزان تمایل به ازدواج بسیار کمتر می شود.

علت این عدم تمایل به ازدواج در سنین بالا چیست؟
زیرا افراد در سنین بالای 32 سال، مسایلی در زندگی دیگران می بینند که حاضر به ازدواج نمی شوند. از طرف دیگر این گونه افراد، شغل مناسب خود را یافته و به درآمد مناسب رسیده اند و آنگونه که یک شخص 25 ساله احساس نیاز می کند نیازی به ازدواج نمی بیند.

آمار طلاق در سال جاری به میزان بوده است؟
در سال جاری در حدود 7 درصد، میزان طلاق ها افزایش یافته است. از طرف دیگر در حدود 7 درصد از میزان ازدواج ها کاسته شده است که به دلیل میزان بالای تورم بود زیرا مردم در حدود 70 درصد نسبت به سال گذشته فقیرتر شدند در این شرایط است که شاهد افزایش میزان طلاق و کاهش میزان ازدواج هستیم.

چه وظایفی بر عهده مسوولان جامعه ما است تا از رشد این معضل، جلوگیری شود؟
رهبر معظم انقلاب به فرزنددار شدن خانواده ها توصیه کردند زیرا در بیست سال آینده با کمبود جمعیت جوان روبرو می شویم بنابراین رهبر معظم همه جوانب این مساله را دیدند و عنوان کردند؛ اما مسوولان ما همه جوانب مساله را ندیدند و فقط خواستار فرزنددار شدن خانواده ها هستند.

باید به طور کارشناسانه به مساله پرداخت؛ در حالی که مسوولان ما به نظر کارشناسانه رهبر توجه نکردند زیرا اگر خانواده ها بخواهند فرزنددار شوند باید ازدواج کنند و با ازدواج کردن، نیاز به شغل و سر پناه دارند و باید حداقل درآمد آنها با حداقل مخارجشان برابر باشد تا بتوانند فرزندی را به دنیا آورده و بزرگ کنند.

آیا وام ازدواج، راه حل مناسبی برای رفع این معضل و مسایل مبتلا به آن است؟
این مساله با بالا بردن میزان وام، حل نمی شود زیرا هر خانواده، اول ماه نیاز به حقوق دارد و هزینه مسکن را باید پراخت کند. با حقوق ها وهزینه های بالای زندگی امروز فرزنددار شدن برای خانواده ها یک رویا شده است تا زمانی که حداقل درآمد مردم به حداقل مخارج آنها برابر نشود کسی قادر به انجام ازدواج نیست و یا ازدواج های جامعه ما به طلاق می رسد، و یا اگر هم پایدار باشد قادر به آوردن فرزند نیستند، از سوی دیگر پدیده مجردی و بیماری های روحی و انواع و اقسام مشکلات، افزایش می یابد.

در حال حاضر در کشورهای پیشرفته برای تشویق جوانان مجرد به ازدواج عنوان می شود که هر جوانی که ازدواج کند و بچه دار شود یک سوم به میزان حقوقش افزوده می شود و به جوانان مجرد اولویت می دهند؛ یعنی اگر خانواده ای ماهیانه 600 هزار درآمد دارد 300 هزار برای تولد کودک به حقوق آنها افزوده می شود تا هزینه های کودک، تامین شود؛ این در حالی است که در کشور ما به هر کودکی که به دنیا می آید 10 هزار تومان تعلق می گیرد.

افزایش آمار طلاق توافقی در بین خانواده های ایرانیچه راهکارهایی برای خروج از این معضل وجود دارد؟
با بخش نامه و دستورالعمل، هیچ کس قادر به فرزند دار شدن و تامین هزینه های آن نیست، بلکه باید عللی که باعث ازدواج نکردن و همچنین فرزنددارنشدن افراد می شود برطرف گردد. تا زمانی که فکر عاقبت جوانان امروز جامعه نباشیم نمی توان انتظار افزایش میزان ازدواج را داشت؛ این در حالی است که در دین اسلام، طلاق بسیار ناشایست است؛ پس ازدواج نکردن جوانان بهتر از ازدواج کردن و طلاق آنها است زیرا به این شکل، ارزش خانواده از بین می رود و قبح طلاق، از بین رفته و جامعه رو به فنا می رود؛ بنابراین باید امکانات ازدواج را افزایش داده و ایجاد کرد زیرا وقتی امکانات وجود داشته باشد همه به ازدواج تمایل نشان خواهند داد زیرا هیچ کس نیست که نخواهد ازدواج کند.

علل ایجاد طلاق عاطفی و طلاق توافقی در بین خانواده های ایرانی چیست؟
وقتی فشارهای موجود بر روی جوانان، افزایش می یابد طلاق توافقی به وجود می آید؛ هرچند زنان جامعه ما خواهان طلاق نیستند اما وقتی فشار موجود بر آنها زیاد می شود حاضرند همه چیز خود را بدهند تا به آرامش برسند؛ هرچند می دانند عاقبت آن بدتر است.

علت وجود این طلاق ها نیز اختلاف خانواده ها با هم و یا سه شیفت کار کردن زن و مرد است زیرا دو طرف، دیگر با هم رو در رو نیستند که بتوانند یکدیگر را درک کنند و ورود آنها به حریم خانه فقط به دلیل حفظ آبرو و فرزندانشان است و به دلیل این فشارها به ظاهر با یکدیگر زندگی می کنند اما در واقع کاری به یکدیگر ندارند و ارتباطات انسانی از بین می رود که در واقع به این ترتیب، طلاق عاطفی حادث می شود.

در مردان وقتی طلاق عاطفی ایجاد می شود خلأ محبت را از جای دیگری تامین می کنند و به این ترتیب، مردان ما به راه های خلاف کشیده می شوند؛ البته حدود 70 درصد از مردان ایرانی در زندگی خود حداقل یک بار به زن خود خیانت کرده اند که به دلیل داشتن مشکل با همسرانشان است.
پرینت بگیرید


نام:  
نام خانوادگی :  
پست الکترونیکی:  
آدرس وب  
نظر شما :